تبليغاتX
سخنان ماندگار

ما به زودي بنياد اخلاق را از دست مي دهيم. ما از مذهب دست كشيده ايم. هيچ چيز مانند مذهب نمي تواند بر اخلاق چيره شود. به عنوان مثال يك فرد مذهبي نمي تواند خائن، ظالم يا هرزه باشد. و تمايل دارد در راه خدا قدم بردارد.

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 20:8 توسط aso |

 

مهانداس کارامچاند گاندی

(به خط دونگری: मोहनदास करमचन्द गांधी؛ زاده: ۲ اکتبر ۱۸۶۹ - درگذشت: ۳۰ ژانویه ۱۹۴۸) (۱۰ مهر ۱۲۴۸-۹ بهمن ۱۳۲۶) رهبر سیاسی و معنوی هندی‌ها بود که ملت هند را در راه آزادی از استعمار امپراتوری بریتانیا رهبری کرد. در طول زندگیش استفاده از هر نوع ترور و خشونت برای رسیدن به مقاصد را رد می‌کرد. فلسفهٔ ضدخشونت گاندی که خود نام ساتیاگراها (در سانسکریت به معنای تلاش و کوشش برای رسیدن به حقیقت؛ تحت‌اللفظی: محکم گرفتن حقیقت) روی بسیاری از جنبش‌های مقاومت ضدخشونت در سراسر جهان و تا امروز تأثیر گذارده‌است.

از زمانی که وی مسئولیت رهبری نبرد برای آزادی و کنگره ملی هند در سال ۱۹۱۸ را به عهده گرفت، به عنوان نمادی ملی شناخته شد و میلیون‌ها نفر از مردم او را با لقب ماهاتما یا روح بزرگ یاد می‌کردند. هر چند که او از القاب افتخارآمیز بیزار بود ولی امروز هم همگی او را با نام ماهاتما گاندی می‌شناسند. سوای اینکه بسیاری او را به عنوان یکی از بزرگ‌ترین رهبران تاریخ تلقی می‌کنند، مردم هند از او با عنوان «پدر ملت» یا باپو (در هندی به معنای پدر) یاد می‌کنند. زادروز وی در هند به عنوان یک روز تعطیل ملی است و گاندی جایانتی نام دارد.

گاندی توانست با استفاده از شیوهٔ ضدخشونت نافرمانی مدنی استقلال هند را از بریتانیا بگیرد و در نهایت دست امپراتوری بریتانیا را از هند کوتاه کند. شیوهٔ مقاومت آرام وی به مستعمرات دیگر هم نفوذ کرده و آنها را در راه استقلال میهن خود تشویق می‌کرد. اصل ساتیاگراهای گاندی روی بسیاری از فعالان آزادیخواه نظیر دکتر مارتین لوترکینگ، تنزین گیاتسو، لخ والسا، استفان بیکو، آنگ سان سو کی و نلسون ماندلا تأثیر گذاشت. البته همهٔ این رهبران نتوانستند کاملاً به اصل سخت ضدخشونت و ضدمقاومت وی وفادار بمانند.

گاندی همیشه می‌گفت که اصول او ساده هستند و از باورهای سنتی هندو به نام‌های ساتیا (حقیقت) و آهیمسا (ضدخشونت) گرفته شده‌اند. او می‌گفت «من چیز جدیدی ندارم که به دنیا یاد بدهم. حقیقت و ضدخشونت بودن هم‌سن کوه‌ها هستند».

منبع : سایت ویکی پدیا

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 21:58 توسط aso |

 

پیوند و ارتباط میان بدن و اندیشه ما به قدری نزدیک است که اگر هر یک از آنها از نظم عادی و موزون خود خارج شوند تمامی دستگاه زندگی از آن آسیب خواهد دید. از این موضوع نتیجه گیری می شود که اساس سلامت به معنای واقعی کلمه داشتن شخصیت و خصال پاک و منزه است و می توان گفت که تمام اندیشه های زشت و شهوات پلید صورتهای مختلف بیماری هستند.

منبع: کتاب همه مردم با هم برادرند ص 188

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 23:18 توسط aso |

 

«من بر اين اعتقادم كه نيايش، روح و گوهر مذهب است و به همين دليل بايد هسته زندگي انسان تلقي شود، زيرا هيچ انساني نمي تواند بدون مذهب زندگي كند.»

 

نام كتاب: نيايش

نويسنده: مهاتما گاندي

ترجمه: شهرام نقش تبريزي

انتشارات: نشر ني

 

- در كتاب نيايش، مهمترين نوشته هاي گاندي در بارۀ سير و سلوك معنوي و رابطه او با خدا گردآوري شده است. مطالب اين كتاب از ميان نامه ها، مقاله ها و كتابهايي كه طي پنجاه سال به نگارش درآمده اند انتخاب و گلچين شده است. بخش آغازين كتاب، كندوكاوي است در معنا و مفهوم نيايش و به موضوعات مورد توجه خوانندگان با هر كيش و مذهبي مي پردازد.

در بخش دوم، شيوه هاي نيايش توصيف شده اند. در اين بخش گاندي عقايدي را مطرح مي كند كه هدف از آن احياي سنن مذهبي هند است. سخنان گاندي در اين بخش نه تنها به شكلهاي نيايش مربوط مي شود، بلكه به سوء استفاده هايي -كه از نهادهای مذهبي صورت مي گرفت و گاندي را وامي‌داشت سبك و شيوه خاص خود را در سير و سلوك معنوی پيش گيرد- نيز اشاره دارد. بخش سوم، غور و غوصي است در قدرت رامانا، يا تكرار بي وقفه نام خدا، كه گاندي آن را برترين شكل نيايش مي دانست.

                   

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 23:57 توسط aso |

 

وظايف شخص نسبت به خود، به خانواده، به وطن و به جهان از يكديگر جدا و مستقل نيستند. نمی توان با زيان رساندن به خود يا خانوادۀ خود به وطن خويش خدمت كرد. به همين قرار نمی توان با زيان رساندن به جهان نيز به وطن خود خدمت كرد.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 19:35 توسط aso |

 

در تصور من، بيش از يك مذهب در جهان وجود ندارد، اما همچنين مي انديشم كه اين مذهب، درخت تنومندي است كه داراي شاخه هاي فراوان است و همچنانكه تمام شاخه ها شيره مورد نيازشان را از يك منبع مي گيرند، تمام مذاهب نيز جوهره خود را از يك چشمه مي گيرند كه منبع همه آنهاست. طبيعتاً اگر يك مذهب وجود دارد، يك خدا بيشتر نمي تواند وجود داشته باشد. اما او ناديدني و غير قابل توصيف است و در نتيجه، از نظر ادبي مي توان گفت، او نامهايي به تعداد همه ي انسانهاي روي زمين دارد. اين كه ما او را به چه اسمي مي ناميم، اهميت چنداني ندارد. او يكي است و دوّمي ندارد.

 

+ نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386ساعت 11:21 توسط aso |

 

هیچ چیز نمی تواند مانع آن شود که به همسایگان خویش در ماورای مرزهای خود نیز خدمت کنیم.

این مرزها را هرگزخداوند به وجود نیاورده است.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 20:19 توسط aso |

با سلام

چندین بار بعضی از دوستان پیشنهاد کرده بودند که کتابهایی را معرفی کنیم، ما نیز پیشنهادشان را ارج می نهیم و از این پس هر چند وقت یک بار یکی از کتابهایی را که خواندن آن می تواند مفید واقع شود را با مطلبی از کتاب معرفی نموده تا بتوانید بهتر از منابع مطالب بهره بگیرید.

«من به کسانی که از مذهب خود با دیگران سخن می گویند و تبلیغ می کنند مخصوصاً وقتی که منظورشان این است که آنها را به دین خود در آورند هیچ اعتقاد ندارم. مذهب و اعتقاد با گفتار نیست بلکه در کردار است و در این صورت عمل هر کس عامل تبلیغ خواهد بود»

نام کتاب: همه مردم برادرند

نویسنده: مهاتما گاندی

ترجمه: محمود تفضلی

انتشارات: امیر کبیر

-          این کتاب به توصیه سازمان تربیتی و علمی فرهنگی ملل متحد (یونسکو) و برای تجلیل از گاندی گرد آوری شده است. متن اصلی آن در سال 1958 به زبان انگلیسی انتشار یافت. این کتاب منتخبی است از کتابها، مقالات، مصاحبه ها و نطقهای گاندی.

+ نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 23:29 توسط aso |

 

من از محدودیتها و نارساییهای خود آگاهم و این آگاهی تنها مایه قدرتم می باشد. آنچه در زندگی خود انجام داده ام بیش از هر چیز دیگر در نتیجه اطلاع و قبول محدودیتها و نارساییها بوده است.

+ نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 23:26 توسط aso |

 

تنها از طریق عشق است که می توانیم به حقیقت برسیم، زیرا خداوند، نه تنها حقیقت است، بلکه عشق نیز هست. در نتیجه، بدون عشق به حقیقت، هیچ تجربه ای از حقیقت وجود نخواهد داشت، به بیانی دیگر " اگر می خواهیم روزی شاهد نفوذ حقیقت در تمامی جهان باشیم، باید به جایی برسیم که کم اهمیت ترین موجود جهان خلقت را به اندازه خود دوست بداریم و برای رسیدن به چنین جایی، نباید از هیچ یک از ابعاد زندگی بگذریم".

 

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 1:18 توسط aso |

 

انسان نمی تواند در حوزه ای از زندگی خود با درستی و صداقت عمل کند در حالی که در سایر حوزه های زندگیش آلوده نادرستی هاست . زندگی ، واحدی تجزیه ناپذیر است .

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 23:33 توسط aso |

لحظاتی در زندگی پیش می آید که باید به اقدام پرداخت و جلو رفت، حتی اگر نتوان بهترین دوستان را با خود برد. همیشه به هنگامی که چند وظیفه با هم تصادم پیدا می کنند باید " صدای ضعیف و آرام" درونی داور نهایی باشد.

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 1:31 توسط aso |

 

در مورد خدا اين اشكال هست كه نمي توان او را توصيف و بيان كرد. اما توصيف حقيقت در قلب هر بشري نهفته است. حقيقت همان چيزي است كه شما در اين لحظه، حق مي شماريد و همان خداست. اگر كسي همين حقيقت نسبي را بپرستد و پيروي كند مي تواند مطمئن باشد كه به مرور زمان به حقيقت مطلق يعني خدا هم نايل خواهد شد.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:13 توسط aso |

 

هدف ، همـواره از ما دور مي شـود ، هر چه به پيشــرفتهاي بزرگـتري نائل آييــم، بيش تر به بي ارزشي خود پي مي بريم. شادماني در تلاش نهفته اسـت نه در دستيابي به هدف. تلاشٍ تمام و كمال، عين پيروزي است.

 

           

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 1:12 توسط aso |

برای کسی که اندیشه عدم خشونت را در خود پرورده است تمام عالم یک خانواده است. نه ترسی به دل دارد و نه کسی از او می ترسد.
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 0:42 توسط aso |

نباید دانه ای برنج یا تکه ای کاغذ را به هدر دهید وقتتان را نیز. وقت ما به خود ما تعلق ندارد بلکه متعلق به ملت است و ما امانتدارانی هستیم که باید به بهترین نحو از آن بهره بگیریم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 0:47 توسط aso |

جنگنده عاشق مرگ است. نه مرگ در بستر بیماری بلکه مرگی که در میدان نبرد سر می رسد... مرگ در هر زمانی خجسته و مبارک است ولی برای جنگنده ای که برای آرمان خود -حقیقت- می میرد خجستگی آن دو چندان است.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 0:8 توسط aso |

چیزی در درونم مرا وا می دارد رنج خود را با صدای بلند فریاد کنم. من نیک دانسته ام که چه باید بکنم. آنچه در درونم هست و هرگز فریبم نمی دهد اکنون به من می گوید:(باید در مقابل تمام دنیا بایستی حتی اگر تنها بمانی. باید چشم در چشم تمام دنیا بدوزی حتی اگر دنیا با چشمان خون گرفته به تو بنگرد. ترس به دل راه نده. به سخن آن موجود کوچکی که در قلبت خانه دارد اطمینان کن که می گوید: "دوستان همسر و همه چیز و همه کس را رها کن و فقط به آنچه برایش زیسته ای و به خاطرش باید بمیری شهادت بده").

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 17:5 توسط aso |

دانش الهی از راه کتابها کسب نمی شود. بلکه باید آن را در وجود خود درک کرد.

کتابها در بهترین صورت خود می توانند فقط وسیله کمک باشند و اغلب هم موجب مزاحمت می شوند.

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت 0:35 توسط aso |

عدم خشونت فقط وقتي خواهد بود كه ما كساني را دوست بداريم كه از ما نفرت دارند. مي دانيم كه عمل كردن به اين قانون بزرگ محبت چقدر دشوار است. اما آيا انجام تمام كارهاي بزرگ دشوار نيست؟

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم مهر 1384ساعت 1:15 توسط aso |

- محبت نیرومندترین قدرتی است که جهان در اختیار خود دارد و در عین حال ساده ترین نیرویی است که بتوان تصور کرد.

- وظیفه ما نیست که خطای دیگران را جستجو کنیم وبه قضاوت درباره دیگران بنشینیم.ما باید تمام نیروی خویش را برای قضاوت در کار خودمان صرف کنیم و تا وقتی که حتی یک خطا در خود می بینیم حق نداریم که در کار مردم دیگر دخالت کنیم.

- من از گناه بدم می آید نه از گناهکار.

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر 1384ساعت 0:35 توسط aso |

 





Powered by WebGozar