تبليغاتX
سخنان ماندگار

 

وظايف شخص نسبت به خود، به خانواده، به وطن و به جهان از يكديگر جدا و مستقل نيستند. نمی توان با زيان رساندن به خود يا خانوادۀ خود به وطن خويش خدمت كرد. به همين قرار نمی توان با زيان رساندن به جهان نيز به وطن خود خدمت كرد.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 19:35 توسط aso |

سلام ...

تا حالا چندين بار بعضي از دوستان خواستن كه جمله هايي را هم خودم بنويسم، اما بدليل بي بضاعتي علم و عمل نكردن به حرفهاي كه گفته ميشه بهتره كه فعلاً چيزي نگويم و از سخنان بزرگان بهره ببريم. اگر توانستيم به سخنان بزرگان عمل كنيم و به تكامل نسبي رسيديم اون وقت شايد حرفي براي گفتن داشته باشيم.

با تشكر

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 0:28 توسط aso |

 

هیوم :

خوشبختی پروانه است اگر او را دنبال کنید، ازشما می گریزد ولی اگر آرام بنشینید روی سر شما خواهد نشست .

 

مترلینگ :

خوشبختی بر سه اصل استوار است :

1- فراموش کردن گذشته

2- غنیمت شمردن حال

3- امیدوار بودن به آینده

 

ولتر :

خوشبختی خانوادگی طولانی ترین، محکم ترین و شیرین ترین خوشبختی هاست .

 

سامرست موام :

کمی عقل سلیم، اندکی اغماض و قدری خوش خلقی داشته باشید، آن وقت خواهید دید در این دنیا چقدر آسوده وخوشبخت اید .

 

لابرویر :

قلبهای پاک، هیچگاه راحتی و خوشی را به خود نخواهند دید، زیرا خوشی و راحتی خود را در راه اعتلا و ترقی دیگران فدا کرده اند .

 

رنان :

سعادت دیگران بخش مهمی از خوشبختی ماست .

 

مونتسکیو :

ما همیشه دیگران را بیش ازحدی که خوشبخت اند تصورمی کنیم .

 

بودا :

هیچ خوشبختی بزرگتر از آرامش فکری نیست .

 

هرشل :

یکی ازراههای خوشبختی این است که شخص نسبت به کوچکترین نعمت ها شکرگذارباشيم .

 

اپیکتت :

برای خوشبختی یک راه بیشتر وجود ندارد و آن کاستن ازنگرانی درباره چیزهایی است که مافوق قدرت ما قرار گرفته اند .

 

بیکن :

باید برای خوشبخت زیستن ، موقعیت های مناسب ایجاد کنیم نه اینکه در انتظارآن بنشینیم .

 

+ نوشته شده در شنبه هشتم دی 1386ساعت 17:41 توسط aso |

 

همان گونه كه اراده خصوصي بي وقفه بر ضد اراده عمومي عمل مي كند، حكومت هم مدام بر ضد حاكميت در تكاپوست. هر اندازه براين تكاپو افزوده شود به همان نسبت هم ساختار قدرت هم رو به تباهي مي گذارد، و چون هيچ گونه اراده اي صنفي كه با مقاومت در برابر حكومت موازنه اي در قدرت ايجاد كند وجود ندارد، دير يا زود، سر انجام حكومت هيئت حاكمه را سركوب و پيمان اجتماعي را نقض مي كند. اين عيب ذاتي و اجتناب ناپذيري است كه از همان آغاز پيدايش هيئت سياسي مدام در پي نابودي آن است ، و همان طوري كه پيري و مرگ به زندگي انسان پايان مي دهد، اين عيب نيز به حيات هيئت سياسي پايان مي دهد.

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 0:18 توسط aso |

 





Powered by WebGozar