كسي كه مي خواهد در نظم مدني براي احساسات طبيعي مقام نخست را قائل شود در واقع نمي داند چه مي خواهد. او كه دائماً با خود در تضاد و همواره بين تمايل خود و وظيفه خود در نوسان است هرگز نه مي تواند يك انسان باشد نه يك شهروند. نه مي تواند براي خود خوب باشد نه براي ديگران...
هر بار كه دو عاشـق با هم ملاقات مي كنند ، در حقيقت چهار آوا هستند كه سـخن مي گويند. دوتا از آنها كه مرئي هستند، رابطه اي متفاوت از دو آوايي دارند كه نامرئي هستند.
شايد دو آواي مرئي، مشغول بحثي خشونت بار در زمينه مادي باشند، اما ارواح آنها در صلح هستند و آرزو دارند به يكديگر نزديكتر شوند.
اميدوارترين مردم كسي است كه اگر نقصي در كارش پديد آيد بي تأمل در راه اصلاحش بكوشد.
بكوش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان مي نگري.
پيروزي و پيشرفت ملك بلامنازع كساني است كه داراي استقامت و ثبات قدم باشند.
اشخاص عاقل و با اخلاق هرگز كلامي بر زبان نمي آورند كه احساسات ديگران را جريحه دار سازند.
- خاموشي زينت دانشمند و پرده نادان باشد.
- بهترين كارها ميانه روي است.
- مبارزه كنيد با خواهشهاي نفساني تا مالك بر نفس خود باشيد.
- عاقل ترين مردم كسي است كه با ديگران مدارا كند.
از اَشكال بدوي حيات تا كنون، از زمان شكل گيري اولين سلولها، سازگاري ابتكار مخلوقات زنده است مخلوقات زنده خود را سازگار مي كنند و خود ، قدرت سازگاري خود را بهبود مي بخشند.
ژان ژاك روسو:
در منتهاي فلاكت و بدبختي و مصيبت به اندك چيزي مي توان دلخوش و بي نياز شد.
كنفوسيوس:
چنان زندگي كن كه وقت مردن آرزو خواهي كرد و با هر كس چنان رفتار كن كه از او توقع داري.
شكسپير:
از دست دادن اميدي پوچ و آرزويي محال، خود موفقيت و پيشرفت بزرگي است.
اسمايلز:
هر كس در طلب خير و سعادت ديگران باشد بالاخره سعادت خويش را هم بدست خواهد آورد.