امرسون :
صاحبان اخلاق روح جامعه خود هستند .
اميل زولا:
قلم متكي بر حق و عدالت از هر شمشير تواناتر است .
رابيندرانات تاگور :
برگ آنگاه كه عشق مي ورزد و آنگاه كه مي پرستد ميوه مي شود .
- دورغ گفتنت نبود که تکانم داد بل این است که دیگر تو را باور ندارم.
- پیامدهای کردارمان گریبانمان را میگیرند بی اعتنا به اینکه ما در این میانه خود را اصلاح کرده ایم.
سقراط :
سخن گفتن به موقع و سكوت به موقع نشانه عقل است .
شكسپير :
هيچ ميراثي گرانبهاتر از راستي و درستي نيست .
بالزاك :
نابغه كسي است كه پيوسته افكارش را از قوه به فعل در مي آورد .
لاورنس :
هر شكست حداقل اين فايده را دارد كه انسان يكي از راههايي كه به شكست منتهي مي شود را مي شناسد .
كانت :
چنان باش كه به هر كس بتواني بگويي مثل من رفتار كن .
ولتر :
خطاهاي بشري : اول رهگذر ، بعد مهمان و چيزي نمي گذرد كه صاحبخانه مي شوند .
كاميايل :
چشمان زيباي اشك بار از لبخند زيباتر است .
افلاطون :
از افلاطون پرسيدند به چه وسيله اي مي توان از دشمن انتقام گرفت ، گفت به بذل و كرم
هراس وال پول :
كسي كه به ديگري حسد مي ورزد ، به برتري او اعتراف مي كند .
چنانچه شما حسود باشيد، معلوم است كه اين احساس شما عشق نيست. اگر شما در ترس و نگراني به سر ببريد، روشن است كه در حالت عشق نيستيد. وفتي كسي را زير سلطه و نفوذ خود در مي آوريد، اين ديگر عشق نيست. وقتي از عشق صحبت مي كنيد و به اداره مي رويد و ديگران را اذيت مي كنيد، اين هم عشق نيست. پس وقتي دانستيد كه چه چيز عشق نیست و اين ها را كنار گذاشتيد، البته نه به صورت ظاهري و بلكه به صورت واقعي و در زندگي شما اثري از ترس و نفرت مشهود نبود، مشخص است كه اين ديگر عشق است.
چاچيتا :
اگر امروز حتي يك كلمه از ديروز بيشتر بدانيد ، مسلما شخص ديگري هستيد .
كوكول :
اگر انسان بتواند چيزهايي را كه سبب آزار ديگران است در خود از بين ببرد ، هنر كرده است .
كنفوسيوس :
بزرگترين افتخار اين نيست كه هرگز سقوط نكنيم ، بلكه آن است كه پس از هر سقوط دوباره بپاخيزيم .
جان نيومن :
اگر فكر مي كنيد كس ديگري وجود دارد كه بتواند در زندگي شما تغييرات چشمگيري را بوجود آورد ، پس در آينه نگاه كنيد .
جكسون براون:
هميشه جمله اي را بر زبان جاري سازيد ، كه ارزش آن بيشتر از سكوت باشد .
ديكنز :
هر قدر مي تواني شاد زندگي كن و هرگز فكر بيهوده به مغز راه نده چون سلامتيت به خطر مي افتد .
ساموئل اسمايلز :
تنها سرمايه وقت است . اگر رفت ديگر بر نمي گردد .
پل سارتر :
از همه اندوهگين تر شخصي است كه از همه بيشتر مي خندد .
جبران خليل جبران :
آرزوهايت را در آسمان بجوي ، محبوبت را به تو خواهد داد .
ناپلئون :
گوته :
كسي كه عزم راسخ دارد جهان را مطابق ميل خود تغيير مي دهد .
گوستالوبون :
دانستن بدون خواستن هرگز توانستن به بار نمي آورد .
شاتوبريان :
يك اراده قوي بر همه چيز غالب مي آيد حتي بر زمان
ذهن خود را در هر شرايطي - در شكست و پيروزي؛ در شنيدن نفرين و آفرين؛ در عشق و نفرت - قرص و منظم كنيد؛ آن گاه هر جا كه قدم گذاريد، هيچ عاملي نمي تواند از هدفي كه رو به آن داريد، بازتان دارد. پس در اين صورت مي توانيد خود را« آزاد» بناميد.
به من مي گويند: اگر برده اي را خفته ديدي بيدارش مكن شايد خواب آزادي را مي بيند و من به آنها مي گويم: اگر برده اي را خفته ديديد بيدارش كنيد و آزادي را برايش توصيف كنيد.
ويليام شكسپير :
ما از جنس روياهايمان هستيم .
اولين اوا :
وقتي انسان هر نوع كنجكاوي را در مورد آينده از دست مي دهد ديگر به سني رسيده كه بايد بنشيند و زندگي نامه خود را بنويسد .
لارشفوكولد :
تكبر در همه مردم به طور يكسان وجود دارد تفاوتي كه هست در طرز بروز آن است .
وقت را بيهوده مگذرانيد. چون اساس زندگي است.
پاراماهانزا يوگاندا :
- خدا گنجينه سرور و شادماني است و شما مي توانيد در هر روز از زندگي خويش با او تماس بگيريد . با وجود اين انسان اغلب با كارهايي درگير مي شود كه به غم وناشادماني او مي انجامد .
- ذخاير معنوي درون را بكاويد . شما بسيار ارزشمند تر و بزرگتر از كسي هستيد كه تا كنون آرزو كرده ايد به جاي او باشيد .
- نداي راستينتان به شما خاطر نشان مي كند كه خود را به آرامي بپذيريد و از حسرت كشيدن دست برداريد ، شما هرگز در پي رسيدن به همه چيز نيستيد ، چرا كه پيشاپيش همه چيز هستيد .
پروردگارا:
به من آرامش ده؛ تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم...
دلیری ده؛ تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم...
بینش ده؛ تا تفاوت این دو را بدانم..
مرا فهم ده؛ تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند.
بدبختیها ساخته و پرداخته خودخواهی است.
پس از آنكه شك و ترديد را بطور كامل از ذهن بيرون رانده و به درك اين حقيقت نائل آمديد كه همان نيروي حياتي كه در تمام موجودات زنده جاري است در درون شما نيز در جريان است ، بينش خود را نسبت به مصاديق زندگي تغيير خواهيد داد و بي اختيار و به طور طبيعي عشق بي قيد و شرط خود را نثار همگان خواهيد كرد .
پس از شناخت عمق و ميزان تكامل عشق در وجودتان ، ميدانيد كه تمام موجودات زنده و تمام عالم هستي از عشق شما تاثير مي پذيرند . در حالي كه اگر هر چيزي را جدا از خود تلقي كنيد و از آن ترس و واهمه داشته باشيد ، طبعا نمي توانيد آن را دوست داشته باشيد . بيگانگي منجر به ترس مي شود و ترس بيگانگي را عميق مي كند .
اپيكتتوس :
ملامت ديگران به خاطر گرفتاريها و بد اقبلايهاي خويش نشانه نياز به تعليم و تربيت است .
ملامت خويش به خاطر نابساماني ها نشانه آغاز تعليم و تربيت است .
پرهيز از ملامت خود و ديگران نشانه كامل بودن تعليم و تربيت است .
بر روي ساحل استاده ام . يك كشتي در كنار من بادبان هاي سفيدش را به روي نسيم صبحگاهي مي گشايد و آماده مي شود تا در اقيانوس آبي حركت كند . او نمادي از زيبايي و قدرت است . مي ايستم و تماشايش مي كنم تا اين كه عاقبت مانند تكه اي از ابر سفيد كه در محل تلاقي دريا و آسمان پديد مي آيد فرسنگ ها از من دور مي شود .
انگاه يك نفر در كنارم مي گويد : " او رفت" . اما او فقط از محدوده رويت من بيرون رفته است ؛ همين و بس . وقتي او از كنار من گذشت داراي دكل ، بادبان و تنه سنگيني بود و اكنون هم به همان بزرگي و قدرت است و مي رود تا بار خود را به مقصد برساند .
گر چه اندازه او به تدريج در حيطه ديد و رويت من كوچك و ناچيز شد ، اما او ذره اي از بزرگي و عظمتش را از دست نداده و درست در همان لحظه اي كه فردي در كنار من مي گويد : " او رفت ! " چشم هاي ديگري به تماشاي او مي نشيند و صدا هاي ديگر فرياد بر مي آورد كه : " او آمد " و اين مفهوم مرگ در حيات مادي است .
والت ويتمن :
من همان هستم كه وجود دارم ، همين كافي است .
اگر هيچ كس در دنيا از اين موضوع باخبر نباشد ، من راضي و خرسندم
اگر همه باخبر باشند ، من راضي و خرسندم
يك جهان كه براي خودم بزرگترين جهان است ، با خبر است و اين خود من است
و خواه امروز در كالبد و شكل خود ظاهر شوم و يا ده هزار سال و يا ده ميليون سال ديگر
اكنون لحظه به لحظه زندگي را با شادماني تبرك مي كنم و با شادماني برابر مي توانم چشم به راه باشم .
استوارت وايلد :
براي غلبه بر منيت خويش ، بايد آن را ذوب كنيد . خودپرستي با از دست دادن قدرتش تهديد مي شود . شما براي كشف مجدد خويش بايد خود را از دست بدهيد . به مجرد اين كه امنيت روح به درون شما جاري شود ، خواهيد ديد كه چگونه انظباط ذهني زندگيتان را شفا مي دهد . عاقبت منيت پس از آن كه مشاهده كرد عزم شما در ارتكا به خويش برترتان چون سنگ سخت و استوار است ، شرمسار دست از مقاومت بر ميدارد و آرام ميگيرد .